نام: فريدون
نام خانوادگي: فروغي
تاريخ تولد: نهم بهمن ماه هزار و سيصد و بيست و نه (9/11/1329)
محل تولد: تهران
نام پدر: فتح اله
شماره شناسنامه: 1513
اینجا نیازی به زندگینامش نیست.داستان از اونجا شروع شد که :....یه روز برادرم منو با یار دبستانیش آشنا کرد.من یه یار دبستانی پیدا کرده بودم که صداش و احساسی که درون اون جاری بود منو جذب میکرد.وقتی با اون صدای بم میخوند بی توجه به صدای بم و سنگینش آدم فقط گوش میکرد.کم کم فهمیدم نیاز به زبان شیرینی که اون میگه یعنی چی و برای مرگ لاله ی سرخ همدردش شدم .با صداش این خاکو حس کردم و صداش یه زندگی بود...
حالا اون یار دبستانی برای من همیشه خودشو زنده نگه داشته حتی با اون صدای غمگین و پر از دردش...
+ نوشته شده در دوشنبه یکم شهریور 1389ساعت 4:30  توسط ط
|
نام: فريدون
نام خانوادگي: فروغي
تاريخ تولد: نهم بهمن ماه هزار و سيصد و بيست و نه (9/11/1329)
محل تولد: تهران
نام پدر: فتح اله
شماره شناسنامه: 1513
اینجا نیازی به زندگینامش نیست.داستان از اونجا شروع شد که :....یه روز برادرم منو با یار دبستانیش آشنا کرد.من یه یار دبستانی پیدا کرده بودم که صداش و احساسی که درون اون جاری بود منو جذب میکرد.وقتی با اون صدای بم میخوند بی توجه به صدای بم و سنگینش آدم فقط گوش میکرد.کم کم فهمیدم نیاز به زبان شیرینی که اون میگه یعنی چی و برای مرگ لاله ی سرخ همدردش شدم .با صداش این خاکو حس کردم و صداش یه زندگی بود...
حالا اون یار دبستانی برای من همیشه خودشو زنده نگه داشته حتی با اون صدای غمگین و پر از دردش...
+ نوشته شده در دوشنبه یکم شهریور 1389ساعت 3:15  توسط LIGHT ANGEL
|